روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

۲۷ مطلب با موضوع «کتاب :: گردگیری کتابخونه» ثبت شده است

أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ، عَنْ صَفْوَانَ، عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ، عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:

مَثَلُ الصَّلَاةِ مَثَلُ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ، إِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ نَفَعَتِ‏ الْأَطْنَابُ‏ وَ الْأَوْتَادُ وَ الْغِشَاءُ، وَ إِذَا انْکَسَرَ الْعَمُودُ لَمْ یَنْفَعْ طُنُبٌ، وَ لَاوَتِدٌ، وَ لَاغِشَاءٌ

ترجمه:

نسبت نماز به سایر طاعات و اعمال صالحه، همچون دیرک سراپرده است که اگر دیرک برقرار باشد، طناب ها ومیخ ها و پرده‏ ها مفید واقع مى‏ شوند و اگر دیرک بشکند، از وجود طناب ها و میخ ها و پرده‏ ها سودى عاید نمى ‏شود.

کافی (ط - دار الحدیث) ؛ ج‏6 ؛ ص13

 

جَمَاعَةٌ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسى‏، عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ، عَنْ فَضَالَةَ، عَنْ حُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ سَمَاعَةَ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ‏:

کُلُّ سَهْوٍ فِی الصَّلَاةِ یُطْرَحُ مِنْهَا غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالى‏ یُتِمُّ بِالنَّوَافِلِ؛ إِنَّ أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ، فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا؛ إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی أَوَّلِ‏ وَقْتِهَا، رَجَعَتْ إِلى‏ صَاحِبِهَا وَ هِیَ بَیْضَاءُ مُشْرِقَةٌ تَقُولُ:

حَفِظْتَنِی حَفِظَکَ اللَّهُ، وَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی غَیْرِ وَقْتِهَا بِغَیْرِ حُدُودِهَا، رَجَعَتْ إِلى‏ صَاحِبِهَا وَ هِیَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ: ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَکَ اللَّه‏

ترجمه:

شنیدم ابو جعفر باقر (ع) مى‏ گفت: در نمازهاى فریضه، هر جا سهو و اشتباهى روى دهد، آن قسمت اشتباهى را از صورت نماز خارج مى‏ کنند، منتها خداوند تعالى نواقص نماز فریضه را با نماز نافله ترمیم مى‏ کند. حسابرسى اعمال بندگان، از نماز آنان شروع مى‏ شود؛ اگر نماز کسى پذیرفته شود، سایر اعمال او پذیرفته خواهد گشت. اگر نماز کسى در اول وقت به درگاه خدا بالا رود، درخشان و تابان به سوى صاحبش باز مى‏ گردد و مى‏ گوید: حقوق مرا نگهبان شدى، خدایت نگهبان باد! و اگر نماز کسى در خارج از وقت ویژه به درگاه خدا بالا رود و از حدود و مقررات لازمه عارى باشد، سیاه و تاریک به سوى صاحبش باز مى‏ گردد و مى‏ گوید: حقوق مرا پامال کردى، خدایت پامال کناد.

کافی (ط - دار الحدیث) ؛ ج‏6 ؛ ص18

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۰۴
سجاد دهقانی

ما مى‏ گوییم على‏[‏علیه السلام] امام ماست. امام یعنى چه؟ امام یعنى پیشوا. نماز جماعت خوانده ‏اید. نماز جماعت که مى ‏خوانند، امام وقتى که مى ‏گوید: اللّه اکبر، مأموم هم مى ‏گوید: اللّه اکبر. رکوع که مى ‏کند، مأمومین رکوع مى ‏کنند. یعنى پیروى کردن. ولایت ما از على‏[‏علیه السلام] هم به همین معناست.

 

 

خوب، على[‏علیه السلام] امام ماست. على‏[‏علیه السلام] چگونه بود؟ اینکه گفتیم قطره ‏اى از مظهر شخصیت على‏[‏علیه السلام] بود که به زبان بنده در این مکان مقدس جارى شد. آیا تا کنون امام را دیده ‏اید که در قیام باشد و، مأمومین او در حال سجود؟ و یا امام در سجود باشد و مأمومین ایستاده باشند؟ آیا مى ‏گویى این آقا امام اینهاست، مى‏ گویى یا نمى‏ گویى؟ البته نمى ‏گویى. این مسخره است. باید بررسى کنیم که ما چگونه مأمومین این امامیم؟ على‏[‏علیه السلام] شجاع ما ترسو؛ على‏[‏علیه السلام] کریم، ما بخیل؛ على‏[‏علیه السلام] خوش ‏اخلاق، ما بد اخلاق؛ على[‏علیه السلام] توانا، ما ترسو و طماع؛ على‏[‏علیه السلام] صادق و الى آخر. معناى امامت چیست؟ على‏[‏علیه السلام] ، همان طور که گفتیم، سرّ کمالش ایمانش است. راهى است که براى ما ه‍م باز است. این راهى است که على رفت. بفرمایید شما هم بروید. على[‏علیه السلام]  صد درجه‏ اش را رفت و آن شد، تو یک درجه ‏اش را برو و یک صدم على [‏علیه السلام]بشو. راه باز است براى همه. باز نیست؟

 

 

ما کمال على [‏علیه السلام] را در ایمانش مى ‏دانیم. با ایمان به خدا و ازدیاد این ایمان، مى ‏توانیم راه على [‏علیه السلام] را برویم. اما ما چه کرده ‏ایم؟

امام موسی صدر، انسانِ آسمان، صص ۳۵و ۳۶


پ ن:

۱.متن بالا بخشی از سخنرانى امام موسى صدر، به مناسبت سالروز میلاد امیرالمؤمنین على علیه السلام در کاشان در سال 1349 است.

۲.متن کامل این سخنرانی با عنوان "علی علیه السلام موحد بود و بس" دریافت

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۵۳
سجاد دهقانی

 

این نکته حساس است؛ شهید مطهری این کتاب[مسٔلهٔ حجاب] را زمانی می نویسد که زمان طاغوت است و از موضع یک روحانی حرف می زند. ولی ما در زمانی حرف می زنیم که کل نظام دینی است.[مدعی دینی بودن است].

حجاب یکی از چیزهایی است که نظام آن را ترویج می کند. وقتی نظام از حجاب حرف می زند، در بقیهٔ موارد هر حرفی بزند اینجا هم مؤثر است. یعنی حجاب را چه بخواهیم، چه نخواهیم نمی توانیم از باقی قضایا جدا کنیم. همهٔ این ها در یک بسته است. نظام با کلیتش مدعی است که یک نظام دینی است.

ما در برخوردهای قانونی باید سهم هر چیزی را به اندازه خودش بدهیم. اگر به حجاب در دین ما ۵ درصد تاکید شده، برخورد قانونی ما هم باید بشود ۵ درصد. اگر بر روی عدالت قانونی ۹۵ درصد تاکید شده، باید سهم قانونی اش هم بشود ۹۵ درصد. واقعیت این است که الان برعکس است.

محمد رضا زائری، حجاب با حجاب، ص۴۲

واقعیت تلخی که باید خواسته یا نا‌خواسته بپذیریم و بدان اعتراف کنیم این است که حجاب بخشی از یک مجموعهٔ به هم پیوسته است نه جزء جداگانه و متفاوت.حجاب ویترین و آینه‌‌ٔ تمام آن موضوعات دیگر است و هر طور آن ها بودند سر و شکل زنان جامعه هم همان طور خواهد بود. وقتی سیاست و اقتصاد و رفتار و گفتار و قضاوت و تشکیلات اداری اسلامی بود، حجاب زنان هم به طور طبیعی اسلامی خواهد بود و زمانی که روسری اقتصاد کمی کنار رفت و مانتوی سیاست تنگ و کوتاه شد و نظام اداری چکمه پوشید و سیستم قضایی گردن و بازویش را برهنه کرد، به طور طبیعی این واقعیت های تلخ در تصویر کوچه و خیابان زنان خودشان را نشان می دهند.قضیه همین قدر ساده است باور کنید! 

محمد رضا زائری، حجاب با حجاب، صص ۱۵ و ۱۶

 


پ ن:

۱.سه شنبه با "م.ک" عزیز نمایشگاه کتاب بودیم که کاملا اتفاقی آقای زائری رو جلوی یکی از غرفه ها دیدیم و چند دقیقه ای با ایشون صحبت کردیم و توی همین چند دقیقه معلوم شد ایشون بوشهری هستند (:

۲.آقای حسام الدین مطهری رو هم تو غرفه اتشارات آرما دیدیم، ایشون گفتن احتمالا امسال یه مجموعه داستان ازشون چاپ میشه و رادیو تپق هم تعطیل شده.

۳.اینم نمونهٔ اخیر یکی از کارهای مسخره برای ترویج حجاب احتمالا (+)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۷:۲۷
سجاد دهقانی

تا خلع نعلین حبّ جاه و شرف و زن و فرزند نشود و القای عصای اعتماد و توجه به غیر از یمین نگردد، به وادی مقدس که جایگاه مخلصان و منزلگاه مقدسان است قدم نتوان گذاشت.

امام خمینی (ره)، تفسیر سوره حمد، ص30

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۴۶
سجاد دهقانی

به محض این که وارد می شد، بچه ها دورش را می گرفتند و از سر و کولش بالا می رفتند مثل زنبورهای یک کندو.

مصطفی پدرشان، دوستشان و هم بازیشان بود. غاده می دید که چشم های مصطفی چه طور برق می زند و با شور و حرارت می گوید" ببین این بچه ها چقدر زور دارند! این ها بچه شیرند" با شادی شان شاد بود و به اشکشان بی طاقت.

کم تر پیش می آمد که "ولوُ" ی قراضه ی غاده را سوار شوند، از این ده به آن ده بروند و مصطفی وسط راه به خاطر بچه ای که در خاک های کنار جاده نشسته و گریه می کند پیاده نشود. پیاده می شد، بچه را بغل می گرفت، صورتش را با دستمال پاک می کرد و می بوسیدش. آن وقت تازه اشک های خودش سرازیر می شد. دفعه اول غاده فکر کرد بچه را می شناسد. مصطفی گفت: "نه نمی شناسم. مهم این است که این بچه ی یک شیعه است. این بچه هزار و سیصد سال ظلم را به دوش می کشد و گریه اش نشانه ظلمی است که بر شیعه ی علی رفته."

 

نیمه پنهان ماه، چمران به روایت همسر شهید، ص31

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۲ ، ۲۲:۳۷
سجاد دهقانی