روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است


تو آن بتی که پرستیدنت خطایی نیست
وگر خطاست مرا از خطا ابایی نیست

بیا که در شب گرداب زلف موّاجت
به غیرگوشه ی چشم تو ناخدایی نیست

درون خاک دلم  می تپد هنوز  اینجا
به جز صدای قدم های تو صدایی نیست

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر کجا خبری هست ادعایی نیست

دلیل عشق فراموش کردن دنیاست
وگرنه بین من و دوست ماجرایی نیست

سفر به مقصد سردرگمی رسید چه خوب
که در ادامه ی این راه رد پایی نیست.

 


ضد-فاضل نظری

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۲ ، ۲۲:۴۳
سجاد دهقانی

از شهید چمران پرسیدند:

تعهد بهتر است یا تخصص؟

 گفت: می‌گویند تقوا از تخصص لازم‌تر است، آن را می پذیرم.

اما می‌گویم "آن کس که تـخـصـص نـــدارد و کـاری را می‌پذیـرد بـی تـــقـــواســـت".


هرچی دنبال سندش گشتم چیزی ندیدم ولی به هر حال این حرف از نظر منطقی کاملا درسته از هرکسی که باشه!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۲۸
سجاد دهقانی

همه ما مسئولیم نه مسئول براى کار خودمان، مسئول کارهاى دیگران هم هستیم، مسئولیت من هم گردن شماست ، مسئولیت شما هم گردن من است، اگر من پایم را کج گذاشتم ، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتى، باید هجوم کنید، نهى کنید که چرا؟

صحیفه نور، ج8، ص47

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۲ ، ۲۲:۴۶
سجاد دهقانی

فرزندم! با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو اگر چه با قرائت آن؛ و راهی از آن به سوی محبوب باز کن. تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه شیطان است. آخر، این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه کس و نامه محبوب، محبوب است اگر چه عاشق و محب مفاد آن را نداند و انگیزه حب محبوب که کمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شکرانه این که قرآن کتاب ما است به سجده رویم از عهده برنیامده‌ایم.

 

صحیفه امام ج16،ص211

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۳۰
سجاد دهقانی

مسافرانی را فرض کنیم که در اتوبوسی نشسته اند. هر کدام در حرفه ای شأنی دارند و صاحبِ جای گاهی هستند. شاید بسیاری از ایشان هم شأنی والاتر داشته باشند از شأنِ راننده ای که هدایتِ اتوبوس را بر عهده دارد. در طیِ مسیر هر مسافری به طورِ طبیعی در دنیای ذهنی و حرفه ای خود سیر می کند و با کنار دستی از همان دنیای تخصصی حرف می زند؛ دنیای اقتصاد و کسب و تجارت، دنیای فن و فن آوری، دنیای تعلیم و تربیت، دنیای علومِ انسانی و فلسفه، دنیای هنر و ادبیات… آیا کسی راجع به اتوبوس صحبت می کند؟ راجع به راننده گی اتوبوس صحبت می کند؟ راجع به راننده ی آن صحبت می کند؟!

نفحات نفت

حالا فرض کنیم طیِ همان مسیر، راننده ی اتوبوس محکم بزند روی ترمز و کمی هم اتوبوس برود توی شانه ی خاکی و گوشه ی سپر هم بگیرد به گاردِ کنارِ جاده… دیگر آیا کسی حاضر است راجع به دنیای ذهنی و حرفه ای و تخصصیِ خود حرف بزند؟ گیرم که بالاترین متخصصِ علوم هسته ای باشی، وقتی در اتوبوسی نشسته ای که راننده ناشی است، حکماً فقط راجع به راننده گی اظهارِ نظر خواهی کرد. آیا در میانِ اضطرابِ اتوبوس و جاده فرصتی برای ورود به دنیاهای ذهنی و تخصصی باقی می ماند؟ وای به روزی که هر مسافری احساس کند که ولو با گواهی نامه ی پایه ی دوم، یا اصلاً بدونِ گواهی نامه، دست به فرمان بهتری دارد نسبت به راننده ی اتوبوس…

نفحات نفت-رضا امیرخانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۲۵
سجاد دهقانی