روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

۳ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

 

 الْخِصَالُ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ الْبُنْدَارِ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الْحَمَّادِیِّ عَنْ صَالِحِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْجَعْدِ عَنْ سَلَّامِ بْنِ الْمُنْذِرِ عَنْ ثَابِتٍ الْبُنَانِیِّ عَنْ أَنَسٍ عَنِ النَّبِیِّ صلّی الله علیه و آله قَالَ: حُبِّبَتْ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا ثَلَاثٌ النِّسَاءُ وَ الطِّیبُ- وَ جُعِلَتْ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ.

وَ مِنْهُ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ غَالِبٍ عَنْ یَسَارٍ مَوْلَى أَنَسٍ عَنْ أَنَسٍ عَنِ النَّبِیِّ صلّی الله علیه و آله قَالَ: حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیَاکُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّیبُ- وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ.

قال الصدوق رحمه الله إن الملحدین یتعلقون بهذا الخبر یقولون إن النبی صلّی الله علیه و آله قال حبب إلی من دنیاکم النساء و الطیب و أراد أن یقول الثالث فندم و قال و جعل قرة عینی فی الصلاة و کذبوا لأنه صلّی الله علیه و آله لم یکن مراده بهذا الخبر إلا الصلاة وحدها لأنه‌

- قَالَ عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ رکعتین [رَکْعَتَانِ یُصَلِّیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ- أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ سَبْعِینَ رَکْعَةً یُصَلِّیهِمَا غَیْرُ مُتَزَوِّجٍ- وَ إِنَّمَا حُبِّبَ إِلَیْهِ النِّسَاءُ لِأَجْلِ الصَّلَاةِ.

- وَ هَکَذَا قَالَ: رکعتین [رَکْعَتَانِ یُصَلِّیهِمَا مُتَعَطِّرٌ- أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ رَکْعَةً یُصَلِّیهِمَا غَیْرُ مُتَعَطِّرٍ- وَ إِنَّمَا حُبِّبَ إِلَیْهِ الطِّیبُ أَیْضاً لِأَجْلِ الصَّلَاةِ- ثُمَّ قَالَ علیه السّلام وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ- لِأَنَّ الرَّجُلَ لَوْ تَطَیَّبَ وَ تَزَوَّجَ- ثُمَّ لَمْ یُصَلِّ لَمْ یَکُنْ لَهُ فِی التَّزْوِیجِ وَ الطِّیبِ فَضْلٌ وَ لَا ثَوَابٌ.

 


مجلسى دوم، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار؛ ج‌79، ص: 211

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۲ ، ۲۳:۴۳
سجاد دهقانی

سایه گفت تو خیلی چیزها تردید کرده ای.من از تردید های تو نگران نیستم چون تردید حق انسانه اما نگران چیز دیگه ای هستم.

نگران چی؟

دوباره می پرسم نگران چی هستی؟

انگار توی ذهن اش دنبال کلمات بگردد، چند لحظه مکث می کند و بعد می گوید:

نگران این که ناگهان از خودت شکست بخوری.این که اون قدر نزدیک بشی که دیگه چیزی دیده نشه.پارسا خودکشی کرد و تو هنوز نمی دونی چرا.پاسخش هرچه که باشد حقیقت کوچکیه اما حقایق بزرگ تری هم هست.آیا موسی در وادی مقدس کلام خدا را شنید؟ کسی نمی دونه. هیچ کس نمی تونه با منطق علمی ثابت کنه که موسی در آن شب سرد و تاریک صدای خداوند را از میان درخت شنید یا نشنید. آیا خداوند بر کوه طور تجلی کرد؟ کسی نمی دونه. هیچ ابزار علمی برای اثبات و یا نفی تجلی خداوند بر کوه وجود نداره....

کسی نمی دونه کسی نمی تونه به پاسخ های این پرسش ها که هر کدام حقیقتی بزرگ اند نزدیک بشه، اما ندانستن به همان اندازه که چیزی رو اثبات نمی کنه نفی هم نمی کنه.ما به این چیزا می تونیم ایمان داشته باشیم یا ایمان نداشته باشیم.همین.

روی ماه خداوند را ببوس-مصطفی مستور


پ ن:

هر چند بعضی از مطالبی که تو این رمان بیان میشه قابل نقده ولی واقعا حرفای جالبی داره.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۲ ، ۰۲:۴۲
سجاد دهقانی

 

برای من این غزل اومد:

 

روزگاریست که سودای بتان دین من است
غم این کار نشاط دل غمگین من است


دیدن روی تو را دیده ی جان بین باید
وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است


یار من باش که زیب فلک و زینت دهر
از مه روی تو و اشک چو پروین من است


تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است


دولت فقر خدایا به من ارزانی دار
کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است


واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش
زآن که منزلگه سلطان دل مسکین من است

 

یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست
که مغیلان طریقش گل و نسرین من است

 

حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان
که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۲ ، ۰۱:۳۹
سجاد دهقانی