روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

ما متوهمیم (۲)

سه شنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۵۷ ب.ظ

این مطلب، بخش دوم مطلب ارسال شده توسط یکی از دوستان با نام مستعار "س م ص"است که برای انتشار در وبلاگ ایمیل کرده اند.این مطلب نیز بدون هیچ گونه دخل و تصرفی منتشر می شود.بدیهی است که انتشار این مطلب لزوما به معنای هم نظر بودن من با ایشان نیست.

امیر المومنین (ع)جمله ای دارد:

فرمود: من خداوند سبحانه را از این راه شناختم که تصمیمهاى قطعی را از هم مى‏ریزد، و پیمانها را مى‏گسلد، و همّتهاى سخت را درهم مى‏شکند(ترجمه منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى) ؛ ج‏21 ؛ ص317)

بعضی در شرح این کلام مولی با توجه به برهان نظم گفته اند همان جور که خورشید و ستارگان اگر در یک مدار کار می کند پس کسی داردبه  این کار نظم می دهد(مولی محسن فیض و ابن ابی الحدید و شرح کاشانی بر غرر و درر را ببینید)ولی به نظرم این حرف عمقی بیش از آنچه اینان گفته اند را داراست و بیش از آنکه برهان بیرونی باشد برهانی ارجاع دهنده به درون است.

قد من کوتاه تر از این حرفهاست که بخواهم اشکالی از بزرگی بگیرم یا عبارتی از امیر المومنین را شرح کنم ولی این چند جمله به نظر حقیر رسید تا یار که را خواهد و میلش به که باشد :

شاید فکر کنیم اگر چیزی را دارا هستیم اراده خودمان است.شاید اراده ما متحقق نشود ولی داشتن اراده و اراده کردنمان که دست خودمان است!ولی خود این هم توهم است!چقدر اراده کردن ما دست خودمان است؟خودمان دست خودمانیم؟اراده ما چند عامل میخواهد تا ما اراده کنیم؟

یک توهم بزرگ این است که در عالم کاره ای هستیم!واقعیت این است که ما هیچ کاره عالمیم!ما بی همه چیزیم!بی اراده !بی عقل !بی اختیار!اصلا چه کسی از ما متوهم تر است اگر فکر کنیم ما هم عددی در عالم محسوب می شویم؟ماها همه، هیچیم، وابسته به چیزی!آن چیز هست که ما هستیم و دیگر چیزی بیشتر از این نمی دانیم!!

ما در عصری زندگی میکنیم که سالیان طولانی است گفته خدا مرده است و با چهار تا شعبده بازی فناورانه مسخره- که خودمان همین چند ساله چند برابر(از نظر سرعت)بیشتر از آنها یاد گرفته ایم و به کار بسته ایم- این را به ما حقنه کرده و ما هم متوهم که بله!(از نوع خودباخته اش) باید ماه رفت و اتم را شکافت و بر گرده این اسب بی صاحب سوار شد و این ساعتی که ساعت ساز نابینا ساخته را هر طور خواستیم کوک کنیم تا کیفش را ببریم(کتابهاشم ترجمه شده و به وفور یافت می شود)!

اما امان از توهم!این چیزهایی که امیر المومنین در این سه جمله گفته را می توانید از همین امروز در زندگی روزمره تجربه کنید!تجربه خدا!تجربه ضرب شصت خدا!تجربه ظهور خدا!مگر خدا را باید وسط فکر بزرگان پیدا کرد؟خیلی از چیزها را تجربه کرده ایم ولی خدا را تا به حال اینگونه تجربه کرده ایم؟تجربه ی هیچ کاره بودن حتی در هیچ کاره بودن خودمان!!

البته سوء تفاهم نشود که ما در عالم مجبوریم چرا که اختیار ما امری است که به همین شیوه ارجاع به درون قابل کشف و تصدیقه.هدفش فقط یاد آوری تذکر آن بزرگ بود که فرمود:مردم می گویند مشرک نباشید ولی من می گویم بیایید خدا را هم در زندگی خودتان شریک حساب کنید!

اگر فکر میکنیم کاره ای هستیم متوهمیم!

نظرات  (۴۷)

ما نه هیچیمـ و نه همه کاره . همـ هیچیمـ (بدونِ خدا) و همـ همه کاره (در معیتِ خدا) . ما نه مجبوریمـ و نه مختار ، همـ مجبوریمـ (در مختار بودن)  و همـ مختار (در بهره گیری از اختیار) . نباید توهمـ همه یا هیچ داشت . برای همه یا هیچ بودن باید تعریف صحیحی داشته باشیمـ .
۱۸ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۳۴ سین میم صاد

اولا سلام!

ثانیا درست می فرمایید ولی سخن شما وقتی درست است که من و اویی باشد وقتی ما هیچ کاره به معنای واقعی کلمه یعنی فاقد اراده مستقل باشیم  آنوقت به هیچ لحاظی و در هیچ شرایطی همه نیستیم بلکه سراب و هیچ کاره ایم!

کسی که در جدی ترین حالت(اذا رمیت) ،و ما رمیت باشد ،چیست؟

و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی...

ما همه شیریم ، شیران عَلَم // حمله مان از باد باشد دم به دم

حمله مان پیدا و ناپیداست باد // جان فدای آن که ناپیداست باد

۲۳ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۴۶ الهی نگاهی
با سلام
نویسنده حساب "امرٌ بین الامرین" که امام صادق (ع) فرمود را نکرده است...
نظر حقیر این است که ن از اینور بام بیفتیم نه از آنور...
نه بگوییم.."متوهمیم" نه بگوییم "ما همه کاره ایم"...
فلذا امام صادق (ع) فرمودند هیچ کدام از این دو نیست بلکه چیزی بین این دو است!

اگر امام علی (ع) فرمود عرفت اللّه سبحانه بفسخ العزائم و حلّ العقود و نقض الهمم...نه بدین معنا که خدای سبحان تصرف مطلق در زندگی کسی کند، که اگر این چنین بود دیگر پاداش و جزا معنا نداشت! یعنی با تحلیل و بررسی حقیقت نفس و رسیدگی به سراسر وجودم همه را تحت تصرف خداوند یافتم. به گونه ای که اگر بخواهد چیزی را کم کند یا بر آن بیافزاید، کاملاً تواناست، چنانکه جلوی تصمیم آدمی را "با حفظ اختیار او" می‏گیرد یا او را مصمّم می‏سازد و خدای سبحان را این گونه شناختم.

در نهایت اینکه!
خدا زیادی مهربان است...اگر چنین هم بخواهد بکند به صلاح ماست...به زبان دیگر اینکه خودش بهانه می سازد که به سمتش برویم

التماس دعا
۲۴ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۵۸ سجاد دهقانی
@ الهی نگاهی:
سلام سید جان
من با اجازه تون فقط ی نکته رو اصلاح میکنم.اصل حدیث ب این صورت هست:

«لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ، وَ لکِنْ أَمْرٌ بَیْنَ‏ أَمْرَیْنِ‏».

یکی از اشتباهات رایج اینه ک تو بیان این حدیث خیلی از مبلغین "امر بین امرین" رو ب صورت " امر بین الامرین" ب کار می برند ک همین "ال" معنای حدیث رو ی مقدار متفاوت میکنه.
ترجمه حدیث در حالت صحیحش میشه : نه جبر و نه تفویض بلکه چیزی بین دو چیز. ولی در حالت با "ال" میشه: نه جبر و نه تفویض بلکه چیزی بین این دو.

منبع حدیث:کافی ج1 ص389 باب الجبر و القدر
۲۴ خرداد ۹۳ ، ۲۰:۵۱ الهی نگاهی
باشه متشکرم...همون که شما میگی برادر ;-)
پاسخ:
(:

سلام.دعا می کنم خدا آیت الله سیستانی را برای بشریت مسلمین و شیعیان نگاه دارد.

اللهم احفظه و انصره ...

پاسخ:
سلام
اللّهم احفظه و انصره.
ایشون ک از اعاظم فقهای شیعه تو دوره فعلی هستند.واقعا نمی دونم بعد از ایشون و آیت الله وحید (حفظهما الله) کی می تونه جای این بزرگواران رو پر کنه؟
همون هایی که که به قول آیت الله وحید با یه..............به اجتهاد می رسند!زیادند تو این جامعه کسانی که ادعای اعلمیت می کنند.
پاسخ:
و فاصله این ادعاها با حقیقت فاصله غیر قابل باوریه.
کسانی ک با قدرت رسانه های متعدد خودشون رو برای عوام اعلم و افقه جا می زنند در حالی ک....
۲۷ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۱۵ سرباز ولایت
خدا همه مراجع تقلید رو حفظ کنه ولی تا زمانی که امام خامنه ای رو داریم نگران هیچ چیزی نیستیم.
پاسخ:
!
۲۸ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۴۴ سرباز ولایت
چرا تعجب کردید؟
پاسخ:
سلام!
۳۱ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۰۵ تینـــــار
برای چی سلام میدی؟ باید جواب بدی؟
پاسخ:
هوشی جان سلام!
۳۱ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۱۲ تینـــــار
سلامو زهر مار، نمی تونی جواب مردومو بدی توهین نکن برادر من.
پاسخ:
((((:
از کی تا حالا سلام کردن توهین ب حساب میاد؟
سلام

ممکنه نظرتون رو در رابطه با مطالبی ک "موسسه پژوهشی کیهان" منتشر میکنه بدونم..؟
۰۱ تیر ۹۳ ، ۲۳:۵۴ سجاد دهقانی
@ دوست:
سلام!
"موسسه پژوهشی کیهان" رو نمی شناسم ولی اگ منظورتون "دفتر پژوهش های موسسه کیهان" باشه ازش ی چیزایی رو خوندم. کلا موسسه کیهان ب دلیل وصل بودنش ب جاهایی ک هیچ کدوم از نشریات نمی تونن وصل باشن اطلاعات دست اول خوبی داره ولی خب این ب معنی این نیست ک این مطالب دست اول همه هم درست هستند.
ب طور کلی من وقتی رسانه ای رو (اعم از مکتوب و تصویری) دنبال می کنم اصل رو بر غیر واقعی بودن مطالب می ذارم یعنی ی جورایی با شک ب مطالب نگاه می کنم چون ب هر حال این کاملا برام ثابت شده هر رسانه ای هدفش تامین منافع جاییه ک بهش وصله نه اطلاع رسانی درست و تا ب حال هم هیچ استثنائی ندیدم!
درباره موسسه کیهان ب دلیل این ک مطالب کذب زیادی هم ازش دیدم ی مقدار با شک بیش تر بهش نگاه می کنم!

بله...!

خیلی ممنون از وقتی ک صرف کردید.
پاسخ:
سلام!
خواهش می کنم.
شما هم سر بازی کوی بودین؟؟!؟!
پاسخ:
سربازی (:
اگ منظورتون دیدن بازی های جام جهانیه آره کوی بودم و البته هستم ولی معمولا تو اتاق خودمون بازی ها رو می بینیم نه توی سینما کوی!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

سلام.از اطلاع رسانی درباره هفت سنگ متشکرم.یه قسمتش رو بیشتر ندیدم ولی کاملا پیدا بود که با زندگی ما سازگاری نداره.تو ذهنم این بود که نویسنده و کارگردان از این بالا شهر نشین های ** **** ****** اند که اگه بپرسی میرن دستشویی یا نه میگن پیف پیف!گلی به جمال ممیزی و گلی به جمال سال...و فرهنگ!

۱۳ تیر ۹۳ ، ۱۹:۳۲ سجاد دهقانی
@ یکی:
سلام حاجی
ببخشید مجبور شدم اون کلمه رو حذف کنم هرچند مطمئنم منظورتون همه نبود ولی ب نظرم لازم بود اصلاح بشه.
درباره "هفت سنگ" هم راستش من اصلا این سریال رو ندیدم یعنی ی جورایی چند وقتی هست ک از تلویزیون جز مسابقات ورزشی(و تو این روزا ب ویژه فوتبال و والیبال) چیز دیگه ای نمی بینم!
سلام

آقای دهقانی ثبت آی پی ها تو سیستم بیان تا چ اندازه دقیق هستش و تا چ اندازه درست..؟ و اینکه تغییرات چند مدتی اینها همینطوری خود به خود هست و یا اینکه باید عوض بشه..و یا کسی میتونه عوضشون کنه؟؟!(خلاصه قطعیت آی پی رو میخوام بدونم)!
قطعا خودم بدلیل استفاده با این سیستم فقط یه آشنایی مختصر با سیستم آی پی دارم ..
۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۰:۲۵ سجاد دهقانی
@ دوستِ...:

سلام!
ثبت آی پی ها تو سیستم بیان دقیقه حداقل تا ب حال من مورد مشکوکی ندیدم.اتفاقا من با چندتا سیستم آمارگیر دیگه هم چک کردم اطلاعاتشون یکسان بود.
درباره این ک آی پی ی سیستم بعضی وقتا تغییر می کنه دلیلش اینه ک اون شرکتی ک ازش اشتراک اینترنت گرفته میشه معمولا ی محدوده آی پی رو در اختیار کاربراش قرار میده نه صرفا یک آی پی و با هربار قطع و وصل کردن اینترنت، اعداد آخر آی پی تغییر می کنه البته گاهی وقتا کلا تغییر می کنه.
مثلا آی پی فعلی من معمولا با 2.184 شروع میشه ولی گاهی ب 5.233 هم تغییر پیدا می کنه.

البته ی سری نرم افزارهایی هم برای تغییر آی پی وجود داره مثل super hide IP. من خودم از این نرم افزار برای دور زدن برخی تحریم های شرکت مایکروسافت استفاده می کنم چون آی پی ایران تحریمه با آی پی آمریکا کارمو انجام میدم.

پس ک اینطور..
بله با آی پی شما هم آشنا هستم ..

ببخشید ی سوال دیگ:اسم شهر وکشورها چطور؟! البته ک خیلی هاش هم ناشناخته هست!
۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۲:۳۲ سجاد دهقانی
@دوستِ..:
 (:
معمولا بیش تر بازدید کننده هایی ک با آی پی کشورهای دیگه هستند بازدید کننده واقعی نیستن ربوت (یا ب قول بیان خزنده!) های مربوط ب موتورهای جست و جو هستن.
شهر ها رو هم تقریبی تشخیص میده و معمولا فقط کسانی ک اشتراک اینترنتشون رو از شرکت مخابرات گرفته باشن شهرشون قابل تشخیصه اونم ک همونطور ک عرض کردم ب صورت تقریبیه.

چ بگم..؟!
.
.
.
بله...
سپاس بسیار از شما ..
لطف فرمودید..
۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۲:۴۹ سجاد دهقانی
ببخشید درباره چی ج بگید؟!
.
.
خواهش می کنم،کاری نکردم.

درباره ی آی پی ها!
.
.
بازم ممنون
۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۲:۵۹ سجاد دهقانی
اون ک آره....
 اتفاقات با مزه و عجیب و غریب زیادی رو با این آی پی ها تجربه کرده ام.
خواهش میکنم.
سلـامـ .
این ماجرای بیعت زورکی منو یاد جملۀ مارکس میندازه :
هر واقعه ای دوبار در تاریخ تکرار میشه . بار اوّل به صورت تراژدی و بار دوم در قالب کمدی !
۱۵ تیر ۹۳ ، ۰۱:۵۱ سجاد دهقانی
@مـ . ک:
سلام
این روزا بهتر درک می کنم ذلت پذیری ی امت یعنی چ و چ بلایی رو سر اون امت میاره(+)
و جالب این ک بیش تر اهالی موصل از اهل سنت هستند!!!
من واقعاً معنی اینهمه تعلل رو نمی فهممـ . این همه خط و نشون کشیدن برا چیه ؟ یعنی از همـ پاشوندن یه عده وحشی که سرکرده شون اونقدری امنیت نداره که چهره خودش رو نشون بده ، اینقدر کار سختیه ؟!
یعنی خاااااااااااک بر سرِ دولت عراق با این مدیریتِ ضعیفش ، خااااک !
تا زیرِ دماغِ ناموسِ عراق اومدن بعد آقایون وایستادن ببینمـ آیا چون شود چنان شود که مثلن آمریکا حمله هوایی کنه و ... یعنی خـــــاک !
۱۵ تیر ۹۳ ، ۱۳:۵۱ سجاد دهقانی
@ مـ . ک:
برای درک بهتر شرایط عراق باید چند نکته رو در نظر داشت:
1.جامعه چند پاره عراق(این نکته خیلی مهمه):

کردهایی ک همیشه دنبال استقلال بودن و همیشه سر بزنگاه خیانت های مختلفی رو داشتند.

شیعه های غیر متحد و اختلافاتی ک تو بین خودشون وجود داره مثل جریان مقتی صدر ک تو چند سال پیش حتی کار ب درگیری نیروهای مقتدی صدر با پلیس عراق هم کشیده شد و...ک البته الان تا حدود زیادی متحد شدن.

اهل سنت عراق ک گاهی نیم نگاهی هم ب کشورهایی مثل عربستان دارند

2. باقی مانده بعثی هایی ک هنوز هم قدرت خاص خودشون رو دارند

3.نیروهای نظامی عراق هنوز کاملا مستقل نشده و آموزش لازم
برای مبارزه با همچین گروه هایی رو ندیده و از لحاظ تجهیزات وابسته ب آمریکاست.
علاوه بر این خیانت های گسترده سران ارتش وجود داره!

4.سبک مبارزه گروه های تروریستی تکفیری:
سبک مباره این گروه بیش تر بر پایه ارعاب مردمه ک معمولا با رفتارهای فوق العاده وحشیانه صورت می گیره.
علاوه بر این معمولا این گروه های تروریستی مواضعشون رو تو مناطق مسکونی قرار میدن و از مردم ب عنوان سپر انسانی استفاده می کنند ک این کار امکان استفاده از بمباران گسترده هوایی یا استفاده از توپخونه رو کم می کنه.

با این شرایط هر لحظه امکان تبدیل شدن این جریانات ب ی جنگ طایفه ای و فرقه ای خطرناک وجود داره...
همه اینا رو باید کنار هم دید ب اضافه ی سری مسایلی ک ما ازش بی خبریم!
۱۵ تیر ۹۳ ، ۱۳:۵۲ سجاد دهقانی
((((:
با چ اعتماد ب نفسی نشستم دارم تحلیل(!) می کنم.اعتماد ب نفس ک نیست اعتماد ب سقفه لامصب!
نه اتفاقاً !
تحلیل خوبی بود ، ممنون .
۱۵ تیر ۹۳ ، ۱۴:۰۶ سجاد دهقانی
(((:

۱۶ تیر ۹۳ ، ۰۱:۳۴ از اهالی دانشکده ی الحادیات
:)))
ولی واقعا میشه گفت تحلیل نسبتا جامعی بود + یک سری مسایلی ک ما ازشون بی خبریم ک خودتون فرمودین...
۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۵:۱۱ سجاد دهقانی
@ از اهالی دانشکده الحادیات:

من باورم بشه تقصیر شماست و آقای م.ک! (:

از نوف بکالى روایت شده که امیر المؤمنین علیه السّلام این خطبه را در کوفه براى ما بیان فرمود، و به وقت ایراد خطبه به روى سنگى که آن را جعده فرزند هبیره مخزومى نصب کرد ایستاده بود، و جبّه‏اى از پشم بر تن داشت، و بند شمشیر و کفش پایش از لیف درخت خرما بود. و پیشانى مبارکش از سجده مانند پینه زانوى شتر مى‏نمود...

کجایند آن برادرانم که راه را به حقیقت طى کردند، و بر اساس حق از دنیا گذشتند؟ عمّار، ابن تیّهان و ذو الشهادتین کجا هستند؟ و کجایند نظیران آنان از برادرانشان که بر جانبازى پیمان بستند، و سرهاى پاکشان براى تبهکاران فرستاده شد؟!

[نوف گفت: در این وقت دست به محاسن شریف و کریم خود برد و زمانى طولانى اشک ریخت، سپس فرمود:]

آه بر آن برادرانم که قرآن را تلاوت کرده آن را استوار داشتند، و واجبات را اندیشه نموده برپا کردند، سنّت را زنده نمودند، و بدعت را میراندند، به جهاد دعوت شدند اجابت کردند، به پیشوا اعتماد نموده تابعش شدند.

آن گاه به آواز بلند فریاد زد: جهاد! جهاد! اى بندگان خدا، بدانید امروز لشگر را مى‏آرایم، و هر که اراده رفتن به سوى حق را دارد بیرون آید.

نوف گفت: پس از آن براى حسین علیه السّلام ده هزار نفر، و براى قیس بن سعد (رحمه اللّه) ده هزار نفر، و براى ابو ایّوب انصارى ده هزار نفر، و براى غیر اینان شمارى دیگر نیرو قرار داد، و اراده جدّى براى بازگشت به جبهه صفّین داشت، ولى هنوز روز جمعه نرسیده که ابن ملجم ملعون بر آن انسان بى‏همتا ضربت زد، نیروها برگشتند، و ما چون گوسپندانى بودیم که شبان خود را از دست داده و از هر طرف گرگها آنان را بربایند![1]



[1] شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة / ترجمه انصاریان - قم، چاپ: اول، 1388 ش.

بازم نمی نویسی؟

َ أَیْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِیَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ‏ إِلَى الْفَجَرَة

سجاد!احساس خطر یا مسوولیت نمی کنی؟

من که میترسم!

۲۵ تیر ۹۳ ، ۱۰:۵۶ سجاد دهقانی
@یکی:
سلام سید جان
خیلی لطف کردی بابت حدیث.جزاک الله خیرا.
ولی راستشو بخوای ی زمان(شاید چند سال پیش) وقتی ب جریانات تاریخی صدر اسلام نگاه می کردم و اتفاقات اون دورانو مطالعه می کردم همیشه از خودم می پرسیدم: سجاد ب نظرت اگ بودی تو کدوم دسته و جریان بودی؟چی کار می کردی؟
و معمولا هم نمی تونستم جوابی بدم، ی جورایی شک داشتم ک اگ بودم چی کار می کردم! ولی چند وقتیه ک مطمئنم اگ اون زمان بودم حتما تنها جایی ک نبودم طرف امام معصوم علیه السلام هست! "مطمئنم" هرجایی بودم طرف امام معصوم نبودم!
"مطمئنم" می فهمی این یعنی چی سید؟

سلام.

یقین داشتن باید پایه داشته باشه!از کجا مطمئنی؟احساسات درونی ما اشتباه نداشتن؟

حالا که امام ،غائبه!خدا هم تا اون جایی که من میدونم با کسی فامیل نیست و عادت به پارتی بازی نداره!

خیر سر مبارک ماها از نیروهای فعال انسانی این مملکت یکی یه دونه عالمیم.خواهش میکنم احساسات عرفانی رو بذار کنار!

همین یه تکه زبان و دست اگه به درد تبیین و نشر حق نخوره به چه دردی می خوره؟

مگه ما منکر حق شدیم یا چیزی از حق به دستمون آمده که عالما عامدا بخواهیم منکرش بشیم؟بله شاید درست تشخیص ندیم ولی دلایل دفاع خودمان رو انجام میدیم اگر دیدیم خطاست برمیگردیم!این که عار نیست!اگر یه بچه ابتدایی برای اینکه شاید غلط بنویسه یا اگر بنویسه حتما غلط داره ،ننویسه امیدی به آیندش هست؟

و اتقوا الله و یعلمکم الله...

جرات داری انکار کن!

۲۶ تیر ۹۳ ، ۱۳:۲۳ سجاد دهقانی
@ یکی:
سلام حاجی!
بله حتما یقین باید پایه درستی داشته باشه و گرنه میشه جهل مرکب!
احساساتِ عرفانی نیست کاملا بر اساس اصول و با متر و معیار این حرفو می زنم نه بر اساس احساسات.
صرفا فهمیدن مسیر حق کافی نیست( ک البته فهمیدن همین هم ب این راحتی ک تصور میشه نیست) بلکه قدم گذاشتن تو مسیر حق مهمه ک من حتی اگ مسیر رو هم درست تشخیص بدم اهل قدم گذاشتن تو مسیر نیستم.حداقل تا الان ک نبودم.
سیدجان خودت میدونی ک ترسی از این ندارم ک اگ ی وقت تشخیص غلطی داشتم و بعد فهمیدم غلطه بذارمش کنار و خودم اعلام کنم اشتباه فهمیدم، هر چقدر هم اون مسئله مهم باشه.کما این ک تو این چندسال این اتفاق افتاده و دیدی!
 
برای لینک هم ممنون، جالب بود.یاد ی حدیث از حضرت علی علیه السلام افتادم:

مَا لاِبْنِ آدَمَ وَالْفَخْرِ، أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ، وَآخِرُهُ جِیفَةٌ، وَلاَ یَرْزُقُ نَفْسَهُ، وَلاَ یَدفَعُ حَتْفَهُ.

حکمت451 نهج البلاغه.

۲۸ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۲۳ سجاد دهقانی
@همکلاسی قدیمی:
سلام
ممنونم.
تغییر کردن ما آدما ی چیز طبیعیه.نمی دونم، شاید باید قبول کنم ک دیگه شور و نشاط سابق رو برای خیلی چیزا ندارم.
ان شاءالله موفق باشید.
با سلام
امسال چقدر ظرفیت دکتری زیاد شده ! دانشگاه آزاد چیکار کرده! دیگه دکتری گرفتن هم الکی
حالا معلوم نیست چند سال دیگه کی میخواد به این دکتر های بیکار کار بده
۲۰ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۱۷ سجاد دهقانی
@ مجید:
سلام
دانشگاه تهران ک افزایش ظرفیت نداشته و ظبق معمول 3 نفر دانشجوی روزانه بیش تر نمی گیره.
درباره دانشگاه آزاد هم راستش من هیچ وقت نگاهم بهش ب عنوان ی دانشگاه معتبر نبوده و بیش تر اون رو بنگاهی اقتصادی می دونم برای کسب درآمد عده ای و همچنین تسهیل گرفتن مدرک برای عده ای دیگه.البته برخی واحدهای دانشگاه آزاد موفقیت هایی هم داشتند ک منکر اون نمی شم ولی خب جز استثناء ها هستند.
ب هر حال تو دانشگاه تهران ک ب اصطلاح نماد آموزش عالی کشوره من چیزی ب عنوان دانشگاه و فضای علمی ندیدم(حداقل تو رشته خودم) حالا شما در نظر بگیرید دانشگاه آزاد دیگه چی میشه(من از نزدیک دیدم ب مراتب بدتر از دانشگاه های دولتیه).
اما این ک فرمودید کی می خواد ب این دکترهای بی کار، کار بده؟
خب فکر کنم این روزا خبر بورسیه های غیر قانونی و... رو شنیده باشید.برای این دسته از دکترا ها همیشه کار هست بقیه هم اگ جایی خالی موند ی کاریش می کنن دیگه!
در ضمن علاوه بر سود اقتصادی و تسهیل گرفتن مدرک برای عده ای ک در شرایط عادی توانایی این کار رو ندارند ی دلیل دیگه هم میشه برای افزایش این بنگاه های مدارک متصور شد و اونم پاسخ کاذبی هست ک ب درخواست اشتغال جوانان جویای شغل داده میشه.
توضیحش این ک شخص بعد از فارغ التحصیلی کارشناسی ب دنبال اشتغال هست و خب می دونیم ک دولت و نظام اقتصادی ب اندازه کافی ایجاد اشتغال نکرده اند چی بهتر از این ک اون شخص فعلا با گرفتن مدارکی ک بعدا هم معمولا نه ب درد خودش و نه ب درد کشور می خوره سرگرم باشه تا از فشار روانی روی فرد و خانواده اون کم بشه و در نتیجه خیلی هم متعرض دولت و نظام اقتصادی نشن.

همین خوبه که شما خودتون رو جزء افراد ی که احتمال داره بعد از دکتری جایی استخدام بشن رو دارید.احسنت! امید خیلی خوبه.ولی ما خانم ها هیچ امیدی نداریم چون رشته ما یک رشته مردانه هستش و احتمال تدریس ما بعد از دکتری خیلی ضعیفه چون تا جایی که من از دانشگاه های معتبر خبر دارم  هیچ استاد  خانمی وجود نداره.پس چه بهتر که تغییر رشته بدیم و از ایران بریم تا فسیل نشدیم

۲۲ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۱۱ سجاد دهقانی
پاسخ ب "@." 

والا ما ک بند پ شاملمون نمیشه لذا اگ دکتری قبول شدیم و اگ جا بود بعد از اون دسته اول شاید....
درباره خانم ها هم ب نظرم یکی از دلایل این موضوع اینه ک ی مقدار علاقه ب فقه تو بین خانم ها کم تره ولی باز بستگی ب خودتون داره مثلا تو همین دانشکده خودمون خیلی از اساتید رشته فلسفه خانم هستند....
راستش ی زمان ب خارج از کشور هم فکر می کردم ولی خب هزینه ها فوق العاده زیاده مثلا برای هر ماه زندگی دانشجویی توی پاریس در صورتی ک بورسیه نباشید شما باید تقریبا چیزی معادل 1000 تا 1200 یورو هزینه کنید.

علاقه به فقه بین خانم ها وجود داره که دکتری رشته خودمون قبول میشن ولی بازم ندیدم تو دانشگاه معتبری شروع به تدریس کنند .و  مجبورند یا تو آزمو ن های وکالت یا قضاوت شرکت کنند..در مورد تحصیل خارج از ایران هم باید بگم   چه اشکالی داره وقتی ارث آقایون بیشتر از خانم هاست خانم ها از فرصتی که پیدا کردند به نفع خودشون استفاده کنند؟ به کمتر از دانشگاه های سطح بالا نیز  بایدقانع شد.

۲۳ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۳۰ سجاد دهقانی
@ "a."
نگفتم علاقه وجود نداره عرض کردم کم تره نسبت ب آقایون.
درباره چرایی این قضیه کم تر استفاده کردن از خانم ها برای تدریس فقه تقریبا بی اطلاعم.
این قسمت از نوشته تون رو اصلا متوجه نشدم:

"در مورد تحصیل خارج از ایران هم باید بگم   چه اشکالی داره وقتی ارث آقایون بیشتر از خانم هاست خانم ها از فرصتی که پیدا کردند به نفع خودشون استفاده کنند؟"
    توی خانه انگار ، پدرم بود که گفت : درس را خوب بخوان
درس را خوب بفهم : بلکه چیزی بشوی، درس را ول نکنیم
چه کشنده است این درس
چه خوش است دانشگاه ، سال بالایی ها چه صفایی دارند.
همه شان سنواتی
مدتش افزون باد
من ندیدم همه شان ،بی گمان ، همه بیش از ده ترم است
که همینجا ماندند
همگی می دانند که تقلب خوب است
و میانترم همیشه دو در است
اصل خانم بابایی ست
اصل پایان ترم است
توی برگ کسی ، مسئله حل بشود ، همگی باخبرند
دمشان گرم بابا!
سال بالای ها درس را می فهمند
ول نکردندش ما نیز درس را ول نکنیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی